مهدي كروبي در گفت و گو با ايرنا تاكيد كرد كه براي نامزدي در انتخابات آتي رياست جمهوري مصمم تر شده است و آمدن يا نيامدن محمد خاتمي در تصميم او تاثيري ندارد.
دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين سوال كه آيا به نفع خاتمي كنار مي رود ، تصريح كرد: به نفع هيچ كس كنار نخواهم رفت.
اين در حالي است كه اخيرا مرتضي حاجي مديرعامل بنياد باران كه رياست آن را محمد خاتمي بر عهده دارد، اظهار نظر كرده بود كه كروبي به نفع خاتمي كنار خواهد رفت.
كروبي همچنين در پاسخ به سوال ديگري ، خاطرنشان كرد در صورتي كه رييس جمهور شود ، هيچگاه نخواهد گفت كه رييس جمهور تداركاتچي است يا نگذاشتند كار كنم.
دبير كل حزب اعتماد ملي نخستين فردي است كه به طور رسمي براي حضور در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام آمادگي كرد.
شيخ اصلاحات كه در بين برخي احزاب جبهه اصلاحات مخالفاني نيز دارد، بيش از هر چيز بر دوري ساير نامزدهاي احتمالي از شك و ترديد تاكيد ميكند.
وي كه پيشنهاددهنده طرح تشكيل شوراي حكميت در جبهه اصلاحات است، تاكيد مي كند در مواجهه با موسوي و خاتمي از راي حكميت تبعيت ميكند. البته شرطي را نيز مطرح ميكند و آن اينكه آنان به اصول حكميت پايبند باشند و در زمان تعيين شده نظر نهايي خود را اعلام كنند و حكم حكميت را نيز قبول داشته باشند.
در عين حال كروبي تاكيد ميكند كه به نفع هيچ كس -چه خاتمي و چه مهندس موسوي- كنار نخواهد رفت.
به علاوه بر اين عقيده است كه اگر خاتمي و موسوي در صورت اعلام آمادگي، به حكميت بيايند و به هر حال يك كانديداي نهايي انتخاب شوند، ساير نامزدها بايد در تشكيل كابينه و اداره امور نقش داشته باشند و نظارت كنند.
وي معتقد است مشكلات ما در دولت اصلاحات نيز از همين نشات گرفت كه عده اي راي دوم خرداد را به نفع خود مصادره كردند و عدهاي از پيشگامان اصلاحات را به بيرون راندند. در آن دوره آقاي خاتمي اينگونه خواست و ما هم پذيرفتيم اما اين دفعه اينگونه نيست.
تا پيش از برگزاري نخستين كنگره حزب اعتماد ملي كمتر روزي بود كه خبري از كروبي منتشر نشود اما با نزديك شدن به تاريخ بيستم آذرماه كه آخرين مهلت تعيين شده از سوي شوراي حكميت براي اعلام آمادگي نامزدهاي احتمالي است، به نظر ميرسد رييس دوره ششم مجلس شوراي اسلامي كم خبرتر شده است.
به همين دليل است كه گفت و گوي خود را با اين پرسش آغاز ميكنيم: آقاي كروبي! كم خبر شده ايد؟!
كروبي پاسخ ميدهد: مناسبتي پيش نيامده است. ما كه سمت و مسئوليت نداريم تا خبر كاري كه انجام ميدهيم منعكس كنيم! ما يك عنصر سياسي هستيم. بايد جايي جلسه مهمي باشد كه صحبت كنيم؟ يا همزمان با حوادث و روزهاي خاص مصاحبهاي ميكنيم يا به مناسبت انتخابات و غيره سوالاتي ميشود. البته اين روزها با رسانههايي از صدا و سيما، آلمان، اروپا و امارات صحبتهايي كرده ام و درخواست ملاقات و مصاحبههاي بيروني داشتم.
** آغاز سفرهاي استاني از آذرماه
برخي اين بيخبري از جانب كروبي را اينگونه تفسير ميكنند كه وي به شك و ترديد افتاده و از مواضع قبلي خود عقب نشيني كرده است.
وي تاكيد ميكند كه شما چون اين جواب را مينويسيد -همانطور كه روال معمول شماست- سوال خود را هم بفرماييد و ادامه ميدهد: اصلا اينگونه نيست.
من قاطع و مصمم هستم و حتي احتمال زيادي دارد سفرهاي خود را در آذر آغاز كنم. مثلا دوستان در تبريز و همچنين كردستان بسيار پافشاري و اصرار داشتند كه براي شانزدهم آذرماه به آنجا بروم. من كارهاي خود را طبق معمول انجام ميدهم.
** مصمم تر شده ام
كروبي بابيان اينكه هيچ گونه شك و ترديدي ندارم، ميگويد: حتي ميتوانم بگويم پس از آن تشخيص قبلي و اعلام حضور، مصمم تر شده ام.
البته شيخ اصلاحات عقيده دارد كه در جبهه اصلاحات هميشه از اين بحثها مي شود.
وي تصريح ميكند: اگر هم در اين بحثها منظوري وجود نداشته باشد، نتيجه آن تشكيك و ترديد و توجه به اطراف است. وقتي انسان ميخواهد يك مسير را بپيمايد، از درس و سفر گرفته تا فعاليتهاي اقتصادي، اگر با قاطعيت هدف را دنبال كند، حداقل اين توفيق را داشته است كه آن را پيگيري كند. اينكه تا چه اندازه موفق بوده يا ناكام، بحثي جداست. اما ممكن است به دليل اينكه صداهايي از گوشه كنار ميآيد و حرفهايي از يمين و يسار شنيده مي شود، از آن هدف و مسير باز بماند.
كروبي به انتقاد خود اينگونه ادامه ميدهد: من احساس ميكنم دانسته و ندانسته، بحثهايي ميشود كه نتيجه آن تشكيك و ترديد و سردرگمي است كه در نتيجه آن، عدهاي نميتوانند تصميم خود را بگيرند. اين بحثها هميشه چنين نتيجهاي را دارد. من هم هميشه با اين كارها مقابله ميكنم.
وي به تجربههاي پيشين اشاره ميكند: در دوره قبل نيز همينگونه بود. بحث هايي براي تشكيك و ترديد ميشد اما من هيچ وقت شك نكردم. درست است كه نتيجهاي را كه ميخواستيم نگرفتيم، اما حداقل آبرومند و سربلند بيرون آمديم و آنان كه حركتهاي منفي در گوشه و كنار داشتند با ناكامي بيشتري روبرو شدند.
كروبي تاكيد ميكند: من به همان تشخيصي كه دارم عمل ميكنم و به تدريج هم بيشتر معتقد ميشوم كه موضعگيري من به حق بوده است. همانگونه كه اخيرا با طرح آقاي موسوي به دنبال تفرقه افكني هستند.
** آيا مير حسين ميآيد؟
از وي ميپرسيم: به نظر شما مهندس موسوي وارد عرصه انتخابات ميشود؟ نامزد حزب اعتماد ملي براي انتخابات آتي رياست جمهوري پاسخ ميدهد: ابتدا كه من خبرهايي شنيده بودم، آن را در ذهن خود رد ميكردم. به تدريج افرادي آمدند و نقل قولهايي كردند كه شك و ترديدي در وي به وجود آمده است. به عبارت ديگر احساس مسئوليتي در او ايجاد شده كه ميخواهد تصميمي بگيرد. اوضاع را به طوري حساس يا نگرانكننده ديده كه ميخواهد اقدامي كند و كاري انجام دهد.
كروبي ادامه ميدهد: روي هم رفته خبر آن متواتر شد. فرمايش وي به اين تعبير بود كه در مورد اقدامات و شيوه عمل دولتهاي آقايان هاشمي و خاتمي نقد و انتقادها و اختلاف نظر سليقهاي و مديريتي داشتم اما در اصول كار مشكلي نداشتيم زيرا در چارچوب نظام جمهوري اسلامي حركت ميكردند. اما الان آقاي موسوي نگرانيهاي بيشتري پيدا كرده است مبني بر اينكه: ممكن است بسياري مشكلات براي ما پيش آيد و شرايط دشوار شود. وي به ترديد رسيد؟ اما به آن دامن زده شد و گفته شد مهندس موسوي گفته است اگر فلاني نيايد...
اگر خاتمي نيايد...؟
بله. افرادي اقدام به موضعگيري كردند. مثلا آقاي الويري آن صحبتها را كردند و روزنامههايي چون اعتماد آن را منعكس كردند. حتي اعتماد ملي مطلبي نوشته بود كه تذكر دادم آن را جبران كنند. درست است كه بيغرض بوده است اما همين اندازه هم نبايد بحث كنيم. پس از اين قضايا، جريان در دست انداز افتاد و بحثهاي موافق و مخالف شروع شد، تكذيبيهاي نيز از طرف دفتر آقاي موسوي صادر شد.
من همين اندازه اطلاع دارم؟ اما اينكه آقاي موسوي تشريف ميآورد يا نه، نمي دانم. من اعتقادي دارم كه از نظر خودم درست است.
سپس كروبي به تشريح اعتقاد خود ميپردازد: معتقدم در اينگونه مواقع، هر كس شك و ريب و نظري براي آمدن يا نيامدن در ذهن دارد، اولا حتي الامكان منعكس نكند و روي آن به خوبي فكر كند و مشورت كند. اگر به اين نتيجه رسيد كه در صحنه حاضر نشود كه بحثي جدا دارد؟ اما اگر به اين رسيد كه بايد در عرصه حاضر شود آن موقع اعلام كند. هيچ كدام كه از وضع و صحنه به خوبي مطلع نيستيم! بايد قطعا بدانيم اين صحنه و رقابت از جهات مختلف بسيار سخت و دشوار است. لذا بايد اعلام كند كه هست يا نه. اگر احساس تكليف كند، براي انجام وظيفه ميآيد؟ حال فرقي نميكند نتيجه آن پيروزي يا شكست، راي آوردن يا نياوردن باشد.
بحثهاي موافق و مخالفي كه حول و حوش افراد ميشود، اصليترين دليلي است كه وي براي اعتقاد خود ذكر ميكند.
او معتقد است: حرفهاي نامطلوب _چه له و چه عليه_ نتيجه سوئي براي شخصيت ها و فرهنگ ما دارد. چهار سال پيش هم وقتي براي دعوت از آقاي هاشمي مي رفتند ميگفت من در حال فكر كردن هستم. اگر افراد مناسب بيايند من نمي آيم.
كروبي تاكيد ميكند كه بحث درباره هاشمي را به اين دليل مطرح ميكند كه ديگر براي انتخابات مطرح نيست.
وي ادامه ميدهد: برداشت همه، اين بود كه آقاي هاشمي از سوي ديگران تحت فشار است يا خود، به جايي رسيده است كه نميخواهد بيايد. نتيجه آن نحوه سخن گفتن، همين شد كه شاهد بوديم. اگر اين شيوه نوعي آزمايش بود، به نظرم ديگر اقدامي سوخته است. منظورم مهندس موسوي نيست، آقاي خاتمي نيست، جناب آقاي هاشمي هم نيست. نظرم اين است كه هر كس كه گزينه آمدن را در ذهن دارد، نبايد آن را منعكس كند تا به نقطه مطلوبي برسد. هر گاه به اين نقطه رسيد اعلام كند. چون بحثهايي ميشود كه هر كس با ديدگاه خود، از آن برداشت ميكند و اين برداشتها اثر سوء دارد.
نامزد حزب اعتماد ملي براي انتخابات آتي رياست جمهوري به ذكر مثالهايي مي پردازد: آقاي عارف بسيار صريح و شفاف از روز اول گفت من براي آمدن مصمم هستم. اما اگر آقاي خاتمي بيايد نميآيم. وي با يك كلمه، بحث را روشن كرده است. آقاي نجفي به صراحت گفت من نيستم و نميآيم. اما اينگونه دوپهلو و سه پهلو حرف زدن درباره مهندس موسوي به نظر من مطلوب نيست. آقاي موسوي براي همه ما معزز است.
** من به اين تعبير اعتراض دارم
روزنامه اعتماد ملي چندي پيش و با مطرح شدن گزينه مهندس موسوي، تعبيري با عنوان مهندس خاموش داشت.
دبير كل حزب اعتماد ملي تاكيد ميكند: من به اين تعبير اعتراض كردم. آقاي موسوي هيچگاه خاموش نبوده است. او در مجامع حضور دارد و در مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي انقلاب و شوراي امنيت ملي نظراتي ميدهد و مواقعي هم در جرايد و روزنامهها صحبت كرده است. وي در حساسترين جلسهها حضور داشته است.