سيد حسين طاهري-اين يك واقعيت است كه گاهي اتحادها و ائتلاف ها از حد و حدود متعارف خود فراتر مي رود و دولتمردان 2 كشور را چنان به هم وابسته مي كند كه هرگونه تأثير و تأثر در يكي، عيناً به ديگري منتقل مي شود.
همان حكايت معروف ظروف مرتبطه در اينجا هم حاكم است. اما اگر كشوري پيدا شود و بخواهد بي توجه به اين قاعده، با يكي از اين متحدين يك جان در دو كالبد، رابطه برقرار كند، بدون اينكه با ديگري رابطه داشته باشد، امري محال است. وضعيتي كه امروز امريكا و اسرائيل دارند، چنين است و به همين دليل است كه اگر ايران بخواهد با امريكا رابطه داشته باشد، راه آن از تل آويو بايد عبور كند. يعني محال است روابط فوق استراتژيك امريكا و اسرائيل اجازه بدهد ايران با امريكا رابطه برقرار كند، در حالي كه اسرائيل را به رسميت هم نمي شناسد، چه رسد به اين كه بخواهد با آن رابطه داشته باشد.
ممكن است عده اي بر اين ادعا ايراد بگيرند و براي اثبات ايراد خود از رابطه سوريه و امريكا علي رغم روابط تيره سوريه با اسرائيل شاهد بياورند، كه در جواب بايد گفت:
اولاً سوريه با اسرائيل داراي مشكلات ارضي در جولان است كه اگر رفع شود، با اسرائيل مشكل خاصي نخواهد داشت، در حالي كه ما هيچ اختلاف ارضي با اسرائيل نداريم و اساساً مرز مشترك نداريم كه اختلاف داشته باشيم. اما با اين وجود، منكر دولت و ملتي به نام اسرائيل هستيم و محو آن را تنها راه نجات منطقه و حل معضل فلسطين مي دانيم.
مطمئناً اسرائيلي ها اگر موضعي مشابه سوريه از جانب ما ببينند، نه تنها مانع برقراري رابطه ما با امريكا نمي شوند، بلكه تلاش هم مي كنند تا اين رابطه برقرار شود چراكه مي توانند از اين طريق، اختلاف هاي خرد و ريز را حل كنند. مسئله ما با اسرائيل غاصب تنها غصب زمين نيست بلكه بحث فروبستگي ساحت قدس توسط اين نابكاران است كه با هيچ چيز جز گشايش آن حل نمي شود.
ثانياً، كدام كشور را مي شناسيد كه موضعي مانند جمهوري اسلامي و امام خميني در قبال اسرائيل داشته باشد و در عين حال با امريكا هم داراي رابطه سياسي باشد؟ حتي در بين گروههاي فلسطيني هم چنين موضعي مشترك نيست و تنها گروهي خاص از فلسطيني ها مواضع ايران را پذيرفته و طبق آن رفتار مي كنند.
پس در اين كه راه واشنگتن براي جمهوري اسلامي از تل آويو مي گذرد، نبايد ترديد كرد. اسرائيلي هاي غاصب چنان بر اين موضع خود پاي مي فشارند كه اگر زماني بين ايران و امريكا رابطه برقرار شد، شك نكنيد ما ديگر داراي همان موضع پر صلابت سابق در قبال صهيونيسم نيستيم.
با توجه به واقعيت بالا مي توان به عمق فاجعه در قبال اظهارات آقاي مشايي پي برد. اظهارات ايشان چه چيز را مي خواست ثابت كند؟ آيا ايشان ندانسته مي خواست راه ارتباط با امريكا را با اين وسيله بي درد سر از تل آويو عبور دهد؟ آيا اميراحمدي در آمد و رفت هاي خود به امريكا و اسرائيل و ايران چنين نسخه اي را پيچيده و براي آب كردن يخ ارتباط توصيه كرده بود؟ آيا در ملاقات خود با موفاز به چنين راه حلي دست يافته است؟! هر چه بود خدا را شاكريم كه با فرمايشات آقا و عذرخواهي مشايي ختم به خير شد.
يك چيز را هيچ دولتمردي در ايران نبايد فراموش كند و آن اين كه موضوع اسرائيل موضوعي فرا دولتي است كه با شير به جان شده و با جان به در مي شود. مادامي كه جمهوري اسلامي بر پا است، در مورد اسرائيل همين آش و همين كاسه خواهد بود. اساساً يكي از محورهاي ماهوي نظام كه به آن مفهوم اسلامي مي بخشد، همين موضع جانانه است كه از روح قرآن بر مي آيد. اگر راه واشنگتن از تل آويو مي گذرد، راه ام القراي اسلام يعني ايران نيز از فلسطيني آزاد عبور مي كند. اين واقعيتي است كه پاره اي از دولتمردان از هر دو طرف در ايران و امريكا بايد بدانند.