دیلم:بناي يادبود پيشواي نهضت جنگل كه در محله سليمان داراب رشت واقع شده و هر ساله گردشگران بسياري را براي اداي احترام و نثار شاخه گلي به سوي خود فرا ميخواند، فاقد حريمي در شان است.
بعد از ظهري كه به نيت اداي احترام به سردار نهضت جنگل و نيات آزاديخواهانهاش به سمت محله سليمان داراب رشت ميرويد تنها تابلوي كوچكي شما را به سمت آرامگاه وي راهنمايي ميكند...
وارد محلهاي ميشويد كه دست فروشان زيادي گاه با گاريهاي خويش تا در ورودي آرامگاه ميرزا حضور دارند.
از ظروف روي آويزان شده تا فرش و لباس و ... تا انواع و اقسام بساطيها به شكل ناخوشايندي در جلوي آرامگاه به چشم ميخورد.
با سختي مكان مناسبي را براي پارك خودرو پيدا خواهيد كرد.
با نگراني تمام از جاي پارك و ذهني مشوش از چيدمان شهري آن منطقه وارد محل دفن ميرزا ميشويد كه خطه هنرمندان نيز هست و بسياري از فرهيختگان و خادمان فرهنگي گيلان بزرگ در آن جا دفن شدهاند.
شاخه گلي را كه آوردي نثار روح پاك ميرزا و همرزمانش ميكني و با ذهني پر ازافسوس كه واقعا متولي تعيين يك حريم آبرومند براي شخصي به اين عظمت كيست؟ از آن جا خارج ميشوي.
گردشگر اگر داخلي نباشد چگونه ميانديشد و برداشتش از حرمتگذاري ايراني به شخصيتهاي مديونشان چه خواهد بود؟
نام واقعي "ميرزا كوچك خان"، يونس بود و به دليل آنكه نام پدرش " ميرزا بزرگ " نام داشت وي به " ميرزا كوچك " معروف شده بود.
وي، به سال ۱۲۵۷شمسي در محله استاد سراي رشت متولد شد و پس از آن كه خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت به مدارس علوم ديني روي آورد.
در مدرسه حاجي حسن با استادش خلخالي آشنا شد ، سخنان معلم روشن بين و آزاده شعله در جان وي افكند و او را در افكار و انديشههاي عميقي فرو برد.
ابراهيم فخرايي كه در نهضت جنگل با وي همكاري داشت در كتاب ميرزا كوچك خان ، سردار جنگل او را چنين توصيف ميكند:" مردي خوش هيكل ، قوي بنيه و زاغ چشم، داراي سيمايي متبسم و بازواني ورزيده با پيشاني باز، از لحاظ اجتماعي مودب و متواضع و خوش برخورد و از جنبه روحي عفيف، با عاطفه و معتقد به فرايض ديني و مومن به اصول اخلاقي ، علاقهمند به ورزش بود و اهل مشروبات الكلي و دخانيات نبود، مردي بود ساكت و متفكر و آرام، نطاق نبود ولي آهسته و سنجيده سخن ميگفت.
ميرزا يك ايراني آرمانگرا و يك مذهبي تمام عيار بود، هيچگاه واجباتش ترك نميشد و از نماز و روزه قصور نميكرد...
به اشعار فردوسي علاقه خاص داشت به طوري كه در گوراب زرمخ مركز تاسيسات نظامي جنگل، جلسات منظمي براي قرايت شاهنامه فردوسي و تهييج روح سلحشوري افراد ترتيب داده بود...
ميرزا كوچك اولادي نداشت و در حقيقت فرزندان ميرزا را بايد همان نيات و انديشههاي او دانست كه افراد مخلص با ايماني را توانست در اطراف مكتب خود گرد آورد و تربيت كند و تعليمات عملي استقامت و پايمردي به آنها بياموزد.
ميرزا مبارزي واقعي بود و مجاهدي حقيقي كه عمر خود را در مبارزات آزاديخواهانه گذرانيد.
... و سرانجام ميرزا سردار آزاده جنگل پس از مبارزات بسيار و خستگي ناپذير در سال ۱۳۰۰در گردنه گيلوان دچار برف و طوفان شد و از پاي درآمد، و رضا اسكستاني به دستور "سالار شجاع " سر ميرزا را از بدن جدا نموده و بدن بدون سر را در ميان اشك و آه روستائيان در گورستان دهكده به خاك سپردند.
"كاس آقا حسام" كه از دوستان صميمي و ياران قديمي ميرزا بود مخفيانه سر ميرزا كوچك خان را در محلي موسوم به سليمان داراب مدفون كرد.
پس از كنارهگيري رضاشاه در شهريور ،۱۳۲۰ارادتمندان ميرزا جسد او را از خانقاه به رشت منتقل و در جوار سر او به خاك سپردند.
در سال ۱۳۶۰با طراحي دكتر رزازي آرامگاه كنوني ميرزا كوچك خان ساخته شد.
ميرزا، سنبل آزاد مردي ايران، گيلان و گيلاني است و با نام او استان پر آوازه است و حقش نيست كه خاطر دوستداران اين ابرمرد در يافتن آرامگاه وي كدر شده و پس از تلاش و گذر از مكاني نازيبا به آرامگاه وي قدم گذارند.
شخصيت كوچك جنگلي بر آن ميدارد تا متوليان و مسوولان امر فكري براي اين موضوع نموده و حريمي فرهنگي را براي آرامگاه پيشواي سردار جنگل تعريف نمايند.
ضمن اينكه ابراهيم فخرايي مبارز آزاده، مورخ، نويسنده و همرزم سردار جنگل، ميرزا ابراهيم جنگلي، شيون فومني، استاد سيد محمد تقي ابوالقاسمي و پروفسور بهزاد پدر زيست شناسي نوين نيز در اين مكان حيات آسماني خويش را آغاز نمودهاند.