به بهانه سفر رياست جمهوري به استان گيلان نگاهي به پتانسيلها ، چالش ها، مشكلات و بسترهاي توسعه در گيلان
دیلم :دكتر احمدي نژاد رييس جمهوري محبوب ايران از امروز سه شنبه سفر سه روزه خود به استان گيلان را آغاز ميكند.
به اين بهانه بررسي و معرفي اجمالي پتاسيل ها، چالش ها و مشكلات و بسترهاي توسعه را به مخاطبان خود در چند قسمت تقديم ميكند.
* موقعيت جغرافيايي و جمعيت استان گيلان يكي از استانهاي شمالي كشور با مساحت ۱۴هزارو ۷۱۱كيلومتر مربع است كه در ۳۶درجه و ۳۴دقيقه تا ۳۸درجه و ۲۷دقيقه عرض شمالي و ۴۸درجه و ۵۳دقيقه تا ۵۰درجه و ۳۴ دقيقه طول شرقي از نصف النهار قرار گرفته است.
اين استان از شمال به درياي خزر و كشور جمهوري آذربايجان از غرب به استان اردبيل از جنوب بهاستان زنجان و قزوين و از شرق به استان مازندران محدود شدهاست.
بخش وسيعي ازاستان گيلان را جلگه گيلان تشكيل داده است كه در طول زمان بوسيله رسوبات رودخانه سفيد رود پديد آمده و همچنين بخش ديگري از استان نيز كه صفحات جنوبي آن را در بر ميگيرد كوهستاني است و از اين رو انواع خاكهاي جلگهاي ، كوهپايهاي و كوهستاني در سطح اين منطقه ديده ميشود كه با توجه به نوع ويژگيهاي آنها مورد استفاده در بخشهاي مختلف صنعتي و كشاورزي قرار ميگيرد.
از نظر موقعيت آب و هوايي گيلان معتدل است كه ناشي از تاثير آب و هواي كوهستاني البرز و درياي خزر است و اين استان به دليل همجواري با درياي خزر منطقهاي با رطوبت نسبي ۴۰تا ۱۰۰درصد است.
فصل خشكي در گيلان در طول سال مدت زيادي دوام ندارد و در حدود يك ماه از نيمه خرداد تا نيمه تيرماه است و در غالب اوقات در اين استان باران مي بارد و اين ميزان بارندگي در همه نقاط گيلان يكسان نيست و بيشترين ريزش آن در سطح دشت و مربوط به بندر انزلي به ميزان هزارو ۲۰۰ميليمتر و حداقل بارندگي در حوالي رودبار و منجيل به ميزان حدود ۶۰تا ۱۰۰ميليمتر اتفاق ميافتد.
در ميان شهرهاي گيلان بندر آستارا سردترين و بندر انزلي گرمترين نقاط هستند در حاليكه لاهيجان با هوايي مطلوب تر از ساير نقاط استان داراي زمستانهاي گرمتر و تابستانهاي خنك تر است.
اين استان كه قدمت تاريخي تمدن آن برطبق آثار كشف شده در مناطق مختلف آن بويژه در دره مارليك رودبار به حدود هفت هزار سال ميرسد هم اينك داراي ۱۶شهرستان و ۴۳بخش است است كه براساس موقعيتهاي خاص فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي و با توجه به تقسيمات كشوري در سالهاي مختلف شكل گرفتهاند.
رشت، آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، صومعه سرا، فومن، انزلي، شفت، رودبار ، آستانه اشرفيه ، سياهكل ، لاهيجان، لنگرود ، املش و رودسر از شهرستانهاي اين استان هستند كه از شمال تا شرق درياي خزر امداد دارند.
از اين ميان شهرستانهاي آستانه اشرفيه در سال ۱۳۵۸و شهرستانهاي سياهكل ،املش ، شفت ، رضوانشهر و ماسال در سالهاي ۱۳۷۵به بعد به عنوان شهرستانهاي جديد شكل گرفتهاند.
اين استان هم اينك داراي حدود دو ميليون و ۵۰۰هزار نفر جمعيت است كه نزديك به ۴۰درصد از آنان در ۴۹شهر و مابقي در بيش از دو هزار و ۶۹۰ روستا سكونت دارند.
اين استان همچنين داراي حدود ۳۰۰كيلومتر نوار ساحلي است.
***
* موقعيت تاريخي ، فرهنگي و مذهبي
استان گيلان همانطور كه از آثار برجاي مانده تاريخي تفسير ميشود داراي قدمتي حدود هفت هزار سال است و سكونت اقوام در جلگه گيلان در طي اين ساليان مشاهده شدهاست.
گيلانيان كه باجنگ آوري در پذيرش اسلام از طريق جنگ و لشكر كشي از خود مقاومت نشان ميدادند به واسطه همنشيني با فرهنگ اسلامي كه از طريق سادات و علويان نفوذ يافت دل از مذهب و اديان گذشته خود بريده و با آسودگي به اسلام گرويدند.
هر چند كه اين منطقه از جغرافياي ايران جزء آخرين مناطقي بود كه به اسلام روي آورد اما بواسطه نفوذ فرهنگي دين اسلام بويژه تشيع علوي به عنوان مامن و پناهگاه خاندان و دوستداران اهل بيت شد.
مردم اين سامان همزمان با پذيرش اسلام با استقبال از دوستداران اهل بيت آنان را در ميان خود جاي دادند به طوريكه اين منطقه به عنوان پايگاه تشييع شناخته شد.
وجودآرامگاههاي مختلف سادات و سرداران قيام علويان در گيلان و همچنين نوادگان امامان معصوم در اين استان نشان از حمايت مردمان اين استان از اسلام بويژه تفكر و انديشه تشيع دارد.
هم اينك دراين استان وجود آرامگاههاي شخصيتهايي چون حضرت سيد جلال الدين اشرف برادر امام رضا و سردار قيام علويان گيلان در آستانه اشرفيه ، حضرت سيد شاهزاده ابراهيم در شفت ، حضرت امامزاده هاشم در سراوان رشت و دهها امامزاده ديگر كه همه منصوب به خاندان علوي هستند گوياي اهميت مهم و تاثير گذار تشييع بر زندگي گيلانيان است و حتي نخستين حكومت رسمي تشيع نيز بواسطه خاندان آل بويه كه اهل ديلمان گيلان بودند از اين منطقه شكل گرفت.
با اين اوصاف از نگاه تاريخي و فرهنگي نقش استان گيلان در توسعه اسلام و فرهنگ تشيع در جامعه ايراني بسيار حائز اهميت است و با مروري به حوزه دين و دانش ميتوان نخبگان بسياري از اين ديار را نام برد كه سهم بسزايي در توسعه حوزه انديشه اسلامي بويژه تشيع داشتهاند.
در گيلان از ديرباز تاكنون اقوام مختلفي چون گيل و ديلم ، تاتها و تالش ها، كردها و لرها و تركها با فرهنگ و تمدن مطلوب خود كنارهم زندگي مسالمت آميزي دارند و حتي اختلافات مذهبي نيز قادر به تفكيك اين همزيستي نشده است.
* موقعيت طبيعي
............
استان گيلان با مساحتي حدود يك ميليون ۴۷۲هزار هكتار داراي ۵۶۵هزار هكتار جنگل و ۲۲۴هزار هكتار مرتع است.
بهگزارش ايرنا، سطح جنگلهاي گيلان از ۱/۵ميليون هكتار در سه دهه قبل به دليل برداشتهاي غير اصولي توسط قاچاقچيان و شركتهاي با مجوز و بي مجوز به ميزان كنوني كاهش يافته است.
از كل جنگلهاي گيلان ۱۴۸هزار هكتار آن در مناطق سخت گذر دست نخورده است و بقيه مخروبه و نيمه مخروبه به شمار ميرود.
گرچه سطح اين منابع از نظر مقايسه با سطح جنگلها و مراتع در استانهاي ديگر كشور بسيار پايين است ولي از نظر كيفيت و توليد چوب و علوفه در رديف غنيترين استانهاي كشور به شمار ميرود.
جنگل هاو مراتع گيلان به دليل برخورداري از بارندگي و رطوبت بالا از تنوع زيادي برخوردار است بطوريكه از غنيترين و متنوعترين مناطق گياهي در ايران است كه براساس گزارشها تاكنون بيش از يك هزار و ۵۰۰تا دو هزار گونه مرتعي و نيز بيش از ۵۰گونه درخت در اين عرصههامورد شناسايي قرار گرفته است.
كارشناسان منابع طبيعي و تهيهكنندگان طرحهاي جامع جنگلداري جنگلهاي گيلان را به ۲۹حوزه آبخيزداري تقسيم كردهاند كه به صورت نوار باريك دامنه هاي شمالي سلسله جبال البرز از آستارا تا منطقه چابكسر را در بر ميگيرد.
جنگلهاي گيلان بر اساس موجودي چوب به چهار دسته تقسيم بندي شدهاند ، جنگلهاي درجه يك با ۱۳۵هزار هكتار وسعت بين ۲۰۰تا ۳۰۰متر مكعب در هكتار موجودي چوب دارد، جنگلهاي درجه دو با ۱۵۸هزار هكتار وسعت بيش از ۲۰۰مترمكعب و درجه سه ۱۶۵هزار هكتار وسعت داراي ۱۰۰تا ۲۰۰متر مكعب ذخيره چوب است.
جنگلهاي درجه چهار با ۱۰۱هزار هكتار وسعت داراي ۱۰۰متر مكعب چوب در هر هكتار است.
منابع طبيعي گيلاتن در راستاي دست يابي به اهداف توسعه و بهره برداري صحيح از جنگلهاي گيلان براي ۴۰۰هزار هكتار از جنگلهاي زير پوشش طرح جامع جنگل داري تهيه كرده و بقيه نيز در دست اجرا ميباشد.
كار بهره برداري اصولي از جنگلها در قالب طرحهاي جنگلداري در ۲۸۰ هزار هكتار و با برداشت ساليانه ۴۵۰هزار مترمكعب چوب در دست اجرا است.
مشاركت جنگل نشينان و روستاييان حاشيه جنگل در امور حفظ و حراست و بهره برداري صحيح و توسعه واحياء جنگلهاي استان با تاسيس تعاونيهاي جنگل در حوزه سراوان ،سياهكل ، لاهيجان ،آستارا،لنگرود و رودسر و رحيم آباد و مناطق شمالي گيلان ساماندهي شدهاست.
در راستاي حفظ و حراست از جنگلهاي استان و جلوگيري از تخريب جنگل بوسيله جنگل نشينان و دامداران طرح ساماندهي خروج دام از جنگل و تجمع خانوارهاي جنگلنشين تهيه و از سال ۶۹عمليات اجرايي آن آغاز شدهاست.
يك ميليون و ۸۰۰هزار واحد دامي در جنگلهاي استان وجود دارد و اين واحدهاي دامي هم اكنون از سرشاخههاي چوب درختان جنگلي وعلوفه موجود درجنگلها تغذيه ميكنند كه در راستاي احياء جنگل بايد از اراضي طبيعي استان خارج شوند.
براساس آمارهاي ارائه شده تاكنون بيش از ۲۵۰هزار راس دام از جنگلهاي گيلان خارج شده و خروج دامهاي باقيمانده نيز طي يك برنامه زمان بندي شده از جنگلهاي اين استان صورت ميگيرد
در ۲۹عرصه آبخيز جنگلهاي استان يك هزار و ۵۵۶روستا وجود دارد كه ۴۰ درصد آن كمتر از پنج خانوار وبيش از ۷۴درصد آن كمتر از ۲۰خانوار جمعيت دارند.
در كنار محيطهاي طبيعي جنگل و مرتع ،تالابهاهم از اكوسيستمهاي آبي و طبيعي گيلان هستند كه ازنگاههاي مختلف مورد توجه كارشناسان قرار دارند.
اين بخش از طبيعت گيلان داراي جاذبههاي مختلفي است كه نقش مهمي درحيات گونههاي ديگر موجودات آبزي و غيرآبزي استان ايفا ميكند.
دراستان گيلان بيش از ۲۲هزار هكتارمحيط تالابي وجود دارد كهايناكوسيستم هاي آبي بهدليل نقش و اهميت زيستي و طبيعي آنان تحت مديريت محيط زيست استان قرار دارد.
نقش اين تالابها به دليل وجود انواع آبزيان اعم از گياهي و جانوري، و واهميت شان از جهت برخورداري موقعيت ويژه زيستگاهي براي پرندگان مهاجر، و جاذبههاي گردشگري درسالهاي اخير مورد توجه قرار گرفتهاست.
محيطهاي تالابي علاوه برتامين نيازهاي آبيبسياري از اراضي كشاورزي، به لحاظ تامين غذا، تنوع زيستي، وجود صدها گونه گياهي وجانوري از قابليت و جايگاه مهمي در بخشهاي، اقتصادي، گردشگري و مطالعاتي برخوردار است.
اين تالابها در كنار تامين نيازهاي غذايي و پروتئيني ساكنان منطقه به عنوان يكي از زيباييهاي خلقت ازنظر گردشگري نيز داراي موقعيت ممتازي هستند.
تالابهاي استان گيلان هرساله ميزبان ميليونها پرنده مهاجر از سراسر گيتي است كه در صورت برنامهريزي ميتوان از اين امكان طبيعي براي فعال كردن بخش گردشگري منطقه بهره برد.
تالاب بندر انزلي با ۲۱۸كيلومتر مربع مساحت بزرگترين تالاب استان گيلان است اين تالاب بينالمللي در سال ۱۳۵۴در كنوانسيون رامسر تحت مديريت محيط زيست قرار گرفت.
علاوه برتالاب انزلي از تالاب اميركلايه لاهيجان، بوجاق كياشهر واستيل عباس آباد آستارا به عنوان تالابهاي مهم و بينالمللي استان گيلان ميتوان نام برد.
البته وجود حدود ۳۰۰كيلومتر نوار ساحلي از آستارا تا چابكسر از ديگر ويژگيهاي طبيعي گيلان به شمار ميرود كه نقش بسزايي در تامين معاش و اقتصاد منطقه در كنار فوايد روحي و رواني براي جامعه گيلان دارد.
* جاذبهها و قابليتهاي طبيعي و گردشگري
- تالاب ها
تالابها ازاكوسيستمهاي آبي وطبيعي گيلان هستند كه ازنگاههاي مختلف مورد توجه كارشناسان قرار دارند.
اين بخش از طبيعت گيلان داراي جاذبههاي مختلفي است كه نقش مهمي درحيات گونههاي ديگر موجودات آبزي و غيرآبزي استان ايفا ميكند.
بطوركلياثرات اكولوژيكي، اقتصادي و گردشگري ازنمونههايي است كه بهدليل ارتباط و پيوند بين آنها بيانكننده اين اهميت است.
دراستان گيلان بيش از ۲۲هزار هكتارمحيط تالابي وجود دارد كهايناكوسيستم هاي آبي بهدليل نقش و اهميت زيستي و طبيعي آنان تحت مديريت محيط زيست استان قرار دارد.
تالابهاي استان گيلان هرساله ميزبان ميليونها پرنده مهاجر از سراسر گيتي است كه در صورت برنامهريزي ميتوان از اين امكان طبيعي براي فعال كردن بخش گردشگري منطقه بهره برد.
* تالاب بندر انزلي با ۲۱۸كيلو مترمربع مساحت بزرگترين تالاب استان گيلان است اين تالاب بينالمللي در سال ۱۳۵۴در كنوانسيون رامسر تحت مديريت محيط زيست قرار گرفت.
درساحل جنوب غربي درياي خزر و در غرب دلتاي سفيد رود، آبگيري با حدود ۲۱۸كيلومتر مربع واقع شده كه به لحاظ قرار گرفتن در محدوده جغرافيايي بندرانزلي به تالاب انزلي معروف شدهاست.
اين تالاب كه در ۳۷درجه و ۲۸دقيقه عرض شمالي و ۴۹درجه و ۲۵دقيقه طول شرقي قرار دارد، از قسمت غرب تا مناطق كپورچال و آبكنار و از جنوب به صومعهسرا و بخشهاي شهرستان رشت گسترش يافتهاست.
تالاب بندرانزلي بزرگترين تالاب استان گيلان و يكي از اكوسيستمهاي مهم آبي كشور به شمارميرود كه از نظر زيست محيطي،اقتصادي،مطالعاتي و جاذبه هاي طبيعي و ساير ميژگيهاي منحصر به فرد، از اهميت جهاني برخوردار است.
اين تالاب در سال ۱۳۵۴در كنوانسيون رامسر تحت مديريت حفاظت محيط زيست قرار گرفت و هم اكنون در فهرست تالابهاي بينالمللي قرار دارد.
وجود مناظر زيبا، جزاير متعدد و گونههاي گياهي و جانوري كم نظير چون نيلوفر آبي و نيهاي بلند از يكسو و طبيعت آميخته باپرندگان مهاجر، و قابلتهاي آشكار و پنهان آن، ميتواند سهم بسزايي درتوسعه اقتصادي وگردشگري منطقه داشته باشد.
علاوه بر جايگاه برجسته تالاب انزلي در تامين آب مورد نياز كشاورزي و نقش آن در اقتصاد اين منطقه و به عنوان زايشگاه مهمانواع ماهيان استخواني و خاوياري درياي خزر از اهميت زيادي برخوردار است.
درتالاب انزلي ۲۰گونه ماهي بومي و مهاجر وجود دارد كه از مهمترين نوع ماهيان مهاجر آن ميتوان به ماهي سفيد و از نوع بومي آن به كپور و اردك ماهي اشاره كرد.
تالاب بينالمللي انزلي همچنين يكي از بهترين و مناسبترين زيستگاههاي پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي است و هرساله دهها گونه از اين پرندگان براي زمستان گذراني نيمي از سال در محيط اين تالاب سپري ميكنند.
شمار اين پرندگان به دهها هزار قطعه از گونههاي قو و غازهاي وحشي، فلامينگو و اردكها ميرسد.
حضور اين پرندگان در تالاب بينالمللي بندر انزلي در كنار تلطيف فضاي طبيعي اين اكوسيستم، يك از منابع درآمد و تامين غذا براي ساكنان اين منطقه محسوب ميشود و اين مكان يكي از جاذبههاي مهم گردشگري در منطقه است.
* تالاب امير كلايه
در ۴۶كيلومتري شمال شهرستان لاهيجان و بين شهرهاي لنگرود و بندركياشهر واقع در شرق استان گيلان آبگيري طبيعي قرار دارد كه به دليل واقع شدن در روستاي اميركلايه به نام اين روستا خوانده ميشود.
اين اكوسيستم آبي درسال ۱۳۵۴در كنوانسيون رامسر با توجه به جاذبهها و ويژگيهاي اكولوژيكيآن، بانام تالاب اميركلايه در فهرست تالابهاي بينالمللي قرار گرفتهاست.
اين تالاب بايك هزار و ۲۳۲هكتار وسعت و باتوجه به نقش و اهميت ويژه آن، به عنوان يكي از محيطهاي طبيعي زندگي وحوش و آبزيان، در زمره پناهگاههاي حيات وحش است كه تحت نظارت سازمان محيط زيست قرار دارد.
شرايط خاص اكولوژيكي تالاب اميركلايه موجب شدهاست كه اين اكوسيستم آبي به عنوان زيستگاه، شمار بسياري از پرندگان مهاجر نيز قرار گرفته و هرساله پذيراي گونههاي مختلفي چون انواع قو، فلامينگو،اردك، غازهاي وحشي، خوتكا، چنگر ،گيلار ، پليكان و دههاگونه ديگر باشد.
دراين تالاب ۱۳۳گونه پرنده مربوط به ۴۱خانواده شناسايي شدهاست كه ۳۹ گونه آن بومي و بقيه مهاجر هستند.
كارشناسان محيط زيست ،شمار پرندگان مهاجر به اين تالاب را در سال، بيش از ۳۰هزارقطعه اعلام كردهاند و اين تعداد با توجه به ويژگيهاي منحصربه فرد، وسعت و منابع غذايي تالاب و در صورت تامين امنيتهاي لازم و جلوگيري از شكار و صيد غيرمجاز به دهها برابر خواهد رسيد.
يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد تالاب بينالمللي اميركلايه لاهيجان در مقايسه با ديگر تالابهاي گيلان اين است كه اين تالاب از محدود محيطهاي تالابي آب شيرين است كه تنها در يك كيلومتري دريا قرار دارد.
اين تالاب همچنين زيستگاه ۱۱گونه ازانواع ماهيان نظير سوف،حاجي ترخان، اسبوله ،اردك ماهي ، كپور و گونههاي ديگراست كه درتنوع بخشي به اين اكوسيستم آبي نقشي موثر دارند.
لاي ماهي از مهمترين گونه آبزيان دراين تالاب است كه از نظر كارشناسان شيلاتي حيات آن حائز اهميت است.
علاوه بر وجود انواع گونههاي جانوري در اين تالاب، اين محيط آبي زيستگاه ۱۲گونه گياهان آبزي نظير نيلوفر آبي ، لاله تالابي ، مريم آبي و عدسكاست.
پسته دريايي كه در زبان محلي به آن ثعله باقلي ميگويند يكي از گياهان زيبايي است كه در اين تالاب ميرويد و محصول لاله تالابي است.
تالاب امير كلايه را با توجه به اهميت اكوسيستمي آن، ميتوان از نگاههاي مختلف مورد ارزيابي قرار داد.
اين بخش از طبيعت گيلان داراي جاذبههاي مختلفي است كه نقش مهمي درحيات گونههاي ديگر موجودات آبزي و غيرآبزي منطقه دارد و در كنار آن اثرات اكولوژيكي،اقتصادي و گردشگري تالاب اميركلايه نيز حائز اهميت است.
از نظر موقعيت طبيعي و اكولوژيكي اين تالاب علاوه برتامينكننده نيازهاي آبي بسياري از اراضي كشاورزي، از نظر تامين منابع غذايي و تنوع زيستي نيزبسيار حائزاهميت است زيرا وجود دهها گونه گياهي و جانوري در آن و حضور هزاران پرنده مهاجر نقش تعيينكننده اي در اقتصاد مردم منطقه دارند.
اين تالاب در كنار تامين نيازهاي غذايي و پروتئيني ساكنان منطقه بهعنوان يكي از زيباييهاي خلقت از نظر جذب گردشگرنيز داراي موقعيت ممتازي است و ازمهمترين ويژگيهاي تالاب امير كلايه وجود چشمههاي جوشان متعدد در دل آن است كه تامينكننده آب تالاب است.
اين تالاب به دليل عدم راه يابي رودخانهها به آن از عوامل مختلف آلاينده هاي رودخانهاي بدور بوده و مازاد آب آن تنها از دريچهاي كه متصل به رودخانه سفيد رود است به درياي خزر راه مييابد.
نبود برنامه ريزيهاي مشخص و عدماستفاده بهينه از پتانسيلهاي بالقوه اين تالاب يكي از كاستيهاي مديريتي در اين بخش است كه در صورت ارائه برنامههاي منظم و درازمدت ميتوان از اين اكوسيستم براي رشد اقتصادي منطقه و تحقيقات و پژوهشهاي علمي استفاده برد.
* جاذبهها و قابليتهاي طبيعي و گردشگري
بيشك گيلان زمين را بايد يكياز مناطق اسرار آميز ايران در بخش گردشگري ناميد.
سرزميني كه در چهار سوي آن جاذبههاي گوناگوني در زمينههاي مختلف طبيعي و تاريخي نهفتهاست و آن را به يكي از مراكز گردشگري نام آشناي دنيا تبديل كرده است.
امروز كمتر گردشگر پيگيري در ايران وجود دارد كه نام برخي از جاذبههاي طبيعي و گردشگري گيلان چون شهرك تاريخي و باستاني ماسوله، تپههاو جام مارليك و يا تالاب بينالمللي بندرانزلي را نشنيده باشد.
با نيم نگاهي به گيلان سرزمين جاذبهها و زيباييهاي گردشگري ايران مي توان آن را چون نگيني درخشان كه بر تارك ايران چشم و دل هر بينندهاي را مي فريبد، مشاهده كرد.
جاذبههاي گردشگري اين استان آنقدر بسيار است كه تقريبا جايي نيست كه براي يك مسافر خالي از لطف و جذابيت باشد.
خانههاي روستايي ، بازارهاي هفتگي ، لباسهاي محلي، دريا و سواحل آن ، باغات چاي و زيتون، ابنيههاي تاريخي و آرامگاه شخصيتهاي علمي و فرهنگي و موزه و آثار باستاني همه و همه خبر از تنوع جاذبههاي گردشگري استان گيلان دارد.
اين جاذبههابطوركلي در دل تمامي شهرهاو روستاهاي استان باقدمت چند هزار ساله نهفتهاست و پذيراي ميهماناني است كه از نقاط دور و نزديك در سرزمين كوه و دريا و جنگل قصد تفرج دارند.
به گزارش ايرنا، شهرهاي مختلف استان گيلان با بناهاي تاريخي ، سواحل و تالابهاي زيبا ، مناظر طبيعي بكر در طول سال آماده پذيرايي از ميهمانان اين استان است.
سواحل ماسهاي و جذاب بنادر انزلي ، آستارا ، كياشهر ، چمخاله لنگرود ، چابكسر و كلاچاي تفرجگاه ديدني و مكاني مناسب براي قايقراني ،ماهيگيري و شنا است.
بارگاه رفيع سيدجلالالدين اشرف برادر امام رضا (ع )در آستانه اشرفيه ، خواهر امام رضا و داناي علي در رشت ، امامزاده هاشم در جاده رشت تهران ، شاهزاده ابراهيم در شفت از مهمترين مكانهاي مذهبي استان گيلان است كه هر ساله پذيرا صدها زائر بومي و غير بومي است.
همچنين بازديد از آرامگاه ميرزا كوچك جنگلي در رشت ، آرامگاه دكتر معين در آستانه اشرفيه ، بقعه شيخ زاهد در لاهيجان ، بقعه متبركه سبزقبا ،امام زاده ميرزا و پير جلودار در فومن ، بقعه شيخ تاجالدين محمود خيري ،مرقد مطهر امام زاده سيد قاسم (س ) و سيد ابراهيم (س) در آستارا ، بقعه بيبي حوريه درانزلي و بقعه شاه شهيدان در سياهكل مكان مناسبي براي گردشگراني است كه قصد عزيمت به استان هميشه سبز گيلان را دارند.
استان گيلان برغم بارشهاي مداوم در سه فصل بهار ، پاييز و زمستان داراي نقاط تاريخي و گردشگري بسيار جالب و ديدني است كه چشم هر بينندهاي را به تعجب وا ميدارد.
مناره آجري گسگر ، پل خشتي ، غار نارنج پره تنيان شهرستان صومعه سرا ، برج تاريخي ميل ، غار لياروي املش ، قلعه ليسار ، دو كاخ قشلاقي و ييلاقي نصراله خان سردار امجد، حمام قديمي آق اولر شهرستان تالش ، پل خشتي ، مقبره كاشف السلطنه باني چاي ، كوه بيجار ، موزه چاي ، حمام گلشن ، كاروانسراي تي تي كاروانسرا و غارشيخانور شهرستان لاهيجان ، آتشفشان درفك ، تپه باستاني مارليك ، پل خشتي و تپه گلشني شهرستان رودبار ، عمارت شهرداري ، ساختمان پست، عمارت كلاه فرنگي ، باغ محتشم ، كتابخانه ملي ، موزه، استخر طبيعي عينك و حمام پيرسرا شهرستان رشت ، كاخ ميان پشته ، فانوس دريايي ، موج شكن و برج ساعت شهرستان انزلي گوشهاي از بناهاي تاريخي و ديدني استان گيلان است كه هر ساله هزاران نفر توريست ايراني خارجي براي بازديد از اين مناطق به استان گيلان سفر ميكنند.
استان گيلان علاوه بر آثار تاريخي و مذهبي داراي ۵۶۵هزار هكتار جنگل و ۲۲۴هزارهكتار مرتع طبيعي است كه مانند كمربندي سبز از سواحل چابكسر شروع و تا سواحل آستارا امتداد دارد.
جنگلهاي سر سبز گيلان سرشار از چشمه و رودخانههاي خروشان است كه مايه حيات و دلپذيري هوايي اين مناطق شده و مسافران با ديدن اين طبيعت بكر و خداداد خود را به آغوش سر سبز مراتع استان گيلان ميسپارند و چند صباحي همهمه و دغدغه شهرهاي بزرگ را فراموش ميكنند و جان دل را با صداي نغمه پرندگان و شرشر آب چشمهها صفا ميبخشند.
وجود تالابهاي مانند تالاب خطيب گوران و كهنه گوراب فومن ،مرداب بندر كياشهر ،مرداب استيل آستارا ، تالاب بينالمللي انزلي توقفگاه و پناهگاه هزاران پرنده زيباو رنگارنگ دريايي و قوهاي سپيد، تالاب زيباي اميركلايه لاهيجان با انواع پرندگان دريايي ، آبشار پره سره هشتپر، تالاب زيباي زربيجار با پوشش گياهي مردابي زيستگاه پرندگان مهاجر املش ، تالاب سياه درويشان و نرگستان صومعه سرا مانند طاووسي زيبا پرهاي افسونگر خود را براي پذيرايي از مسافران گسترده است.
سالانه بيش از سه ميليون نفر گردشگر داخلي و خارجي از نقاط ديدني استان گيلان و بازارچههاي مرزي شهرهاي آستارا و انزلي ديدن و خريد ميكنند.
* نگاهي به مطبوعات محلي گيلان
سابقهانتشار نشريه در گيلان به بيشاز يك قرن ميرسد و خيرالكلام نخستين نشريه محلي گيلان بود كه به صاحب امتيازي و مدير مسوولي افصح المتكلمين در سال ۱۲۸۶هجري قمري به چاپ رسيد.
نشريات محلي گيلان در پيشاز انقلاب اسلامي با توجه به شرايط خاص سياسي و اجتماعي روز منتشر ميشدند.
اغلب نشريات منتشر شده در آن دوران توسط چهرههاي فرهنگي و سياسي و برخي وابستگان تشكلها منتشر ميشدند.
گسترش پراكندگي نشريات محلي گيلان در گذشته در شهرهاي رشت ، لاهيجان و انزلي بودهاست.
البته بسياري از نشريات محلي گيلان در برهههاي خاص زماني به دليل عدم وابستگي به تشكيلات دولتي و به ادعاي آزاد بودن پس از چند شماره انتشار با مشكلات مختلف روبرو و تعطيل ميشدند.
در پس از پيروزي انقلاباسلامي و همزمان با آغاز روزهاي انقلاب با توجه به شرايط خاص آن روز و وجود احزاب و گروههاي مختلف سياسي رشد كمي نشريات محلي در اين استان قابل توجه بود به طوريكه تا سال ۱۳۶۰حدود ۵۰عنوان نشريه محلي به صورت رسمي و غير رسمي در گيلان منتشر ميشد كه اكنون به جز تعداد بسيار معدودي همگي آنها تعطيل شدهاند.
پس از سال ۱۳۶۰و آغاز تحولات جديد سياسي در كشور استان گيلان نيز شاهد تغييرات اساسي در حوزه انتشار نشريات محلي شد.
البته در پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سالهاي پس از دوم خرداد استان گيلان با سيل كم نظير متقاضيان انتشار نشريه روبرو شد كه بسياري با توجه به فضاي باز ايجاد شده در كشور و انگيزههاي سياسي پا در اين عرصه گذاشتند به طوريكه بيش از ۵۰درصد نشريات فعلي گيلان محصول سالهاي پس از دوم خرداد هستند.
قديميترين نشريه محلي گيلان در پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه از سال ۱۳۵۸مجوز انتشار گرفت هفته نامه " نقش قلم " بود كه به صاحب امتيازي و مدير مسوولي يك روحاني بنام رضايي راد منتشر شد.
اين نشريه كه با گرايش سياسي ، اجتماعي و ديني منتشر ميشد پس از دو دهه فعاليت با تغيير صاحب امتيازي و مدير مسوولي آن هم اكنون نيز با تبديل شدن به روزنامه به فعاليت خود ادامه ميدهد.
با مروري به تاريخچه ۱۰۰ساله نشريات در گيلان فعاليت و حيات مطبوعات را ميتوان به سه دوره قبل ، همزمان و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تقسيم كرد كه در هر دوره با توجه به مقتضيات زماني نوع و نگرش، فعاليت آنها متفاوت بودهاست.
گيلان هم اكنون نيز داراي حجم كمي بالايياز نشريات محلي است كه مجموع تيراژ انتشار آنها حدود ۱۰۰هزارنسخهاست كه به صورت روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و سال نامه منتشر ميشوند.
از مجموع ۶۴نشريه داراي مجوز كه در گيلان فعاليت دارند ۵۶نشريه در حال انتشار هستند.
گيلان بنا به گفته مسوولان فرهنگي از نظر كمي جزء استانهاي نخست در زمينه انتشار نشريات محلياست و با برخورداري از شش روزنامه نسبت به ساير استان هاي كشور ممتاز است.
انتشار اين تعداد نشريات در حالي است كه وجود محدوديت و كاستيهاي فراوان در زير ساختهاي صنعت چاپ در اين استان مشكلات بسياري را در زمينه انتشار براي نشريات بوجود آورده كه نمونه آشكار آن، نبود حتي يك چاپخانه مجهز به سيستم چهار رنگ با امكانات مناسب در استان است.
نبود چاپخانه و ليتوگرافي مدرن و پيشرفته در استاني چون گيلان كه بيشاز يك قرن درآن كار روزنامهنگاري انجام ميشود موجب شده كهاكثر نشريات محلي در كنار تحمل هزينههاي بالاي چاپ و نشراز كيفيت مناسبي نيز برخوردار نباشند.
از بين نشريات درحال انتشار گيلان تنها چند نشريه به صورت رنگي منتشر ميشوند و بقيه شكل سياه و سفيد باكاغذهاي كاهي نامناسب هستند.
به دليل وجود بافت فرهنگي مناسب در گيلان و علاقمندي مردم به فرهنگ مطالعه درصورت تامين برخي نيازها شكوفايي مطبوعات محلي اميدواركننده است.
* نگاهها و ديدگاهها.
روزنامه نگاري در ميان رشتههاي علوم ارتباطات اجتماعي مقام برجستهاي دارد.
مطالعات ارتباطات اجتماعي را معمولا در چهار پايه اساسي " ادارهكنندگان وسايل ارتباطي " ، " پيامهاي ارتباطي " ، " مخاطبان و استفادهكنندگان پيامهاي ارتباطي " و " آثار اجتماعي ارتباطات " در بر ميگيرد.
در عصر جديد كه به " ارتباطات " شهرت يافته ، روزنامه نگاران مورد توجه هستند و بايد اهميت آموزش روشهاو تكنيكهاي اين رشته نيز روز به روز بيشتر شود.
مديران نشريات گيلان نيز با تقاضاي گسترش چتر حمايتي مسوولان فرهنگي به استان ، معتقدند در برخورداري از حداقل امكانات لازم براي فعاليت بسيار محروم تر از نشريات استاني هستند.
اين گروه از مديران و سردبيران اين نشريات از مسوولان كشور توقع دارند، همان امكانات حمايتي را كهبراي نشريات كشوري در نظر ميگيرند براي آنان نيز قائل شوند.
آنان ميگويند كار رسانهاي در محدوده يك استان شهرستان به دليل مشكلات ناشي از محدوديتهاي اختيارات روابط عموميها و مسوولان استاني بسيارپر زحمت تر ازمركز كشور است در حاليكه مسوولان در ارائه خدمات حمايتي نشريات كشوري را بيشتر مد نظر دارند.
آنان ، حمايت از اين قشر را حمايت از افرادي ميدانند كه در تحولات و پيشرفتهاي اجتماعي جامعه نقش بسيار حساسي را ايفا ميكنند.
مديران اين نشريات گيلان كه از ديرباز در عرصه قلم و مطبوعات فعاليتهاي شاياني دارند،بر لزوم برگزاري دورههاي تخصصي آموزشي براي خود و خبرنگاران در زمينه اطلاع رساني نوين نيز تاكيد دارند.
آنان ميگويند : اگر خبرنگاران به سوي تخصصي شدن گام بردارند و همچنين روساي ادارات استاني نيز براي ارائه اخبار حوزه مربوطه توجيه شوند ، اين نشريات گامهاي بلندتري بر خواهند داشت.
اين افراد كمبود دريافت سهميه كاغذ را يكي ديگر از مشكلات اين قشر دانست و خواستار حمايت مسوولان شد.
* نتيجهگيري
به گزارش ايرنا، برغم تمام فعاليتها و تكثر موجود در نشريات استان گيلان آنچه در يك ارزيابي كلي با توجه به نگاههاي و ديدگاههاي مردم و مسوولان و كارشناسان به دست ميآيد به شرح زير است :
-۱اكثر نشريات محلي از نظر كمي و كيفي به دليل محدوديتهاي فراوان و نبود زير ساختهاي صنعت چاپ و نشر با مشكل انتشار روبرو هستند.
-۲مطبوعات استان بايد زمينه ساز پيشبرد فعاليتهاي فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي باشند كه متاسفانه به دليل نداشتن توان مالي مناسب و عدم برنامه ريزيهاي اصولي مسوولان تاكنون اين مهم محقق نشده است.
-۳به عقيده كارشناسان اگر چه هر نشريهاي براي تامين هزينهها نياز به آگهي و رپرتاژ دارد اما اين كار نبايد آن را از پرداختن به مباحث اصلي روزنامه نگاري بازدارد و اكنون به دليل نبود تواناييهاي مالي موثر در مطبوعات گيلان جاي تحليل موضوعات خالي است و نشريات بيشتر جنبه بازتاب خبر خبرگزاريها بويژه ايرنا را دارند.
-۴وجود تنوع تعداد نشريات در استان قابل تقدير است اما آنچه در اين نشريات كمتر توجه شده كيفيت آنهاست ، بسياري از صاحب امتيازان اين نشريات بدون توجه به آشنايي در كار روزنامه نگاري پا به اين عرصه گذاشتهاند كه اين خود عامل مهمي در افت كيفي نشريات است چون اكنون اينگونه نشريات توسط افرادي به اجاره گرفته شده و بيشتر به عنوان يك بنگاه اقتصادي فعاليت دارند.
- ۵از سويي ديگر براساس آخرين ارزيابيها از سوي جمعي از صاحب نظران مطبوعات كشور در خصوص مطبوعات محلي گيلان ميتوان به اين نكته اميدوار بود كه نشريات اين استان در راستاي توسعه كمي خود گام برمي دارند و از جمله نشريات مطرح كشور به شمار ميروند.
* سند ملي توسعهاستان گيلان
تهيه سند ملي توسعه گيلان يكي از برنامههاي مهمي است كه در سالهاي اخير از سوي مسوولان دستگاههاي اجرايي اين استان براي برنامه ريزيهاي بهتر در راستاي توسعه گيلان انجام شد.
در اين سند قابليتها، توانمنديها، مشكلات و تنگناهاي حوزه توسعه گيلان شهرستان به شهرستان تهيه شدهاست.
در اين سند در راستاي توسعه استان محورهاي مختلفي مورد نظر گرفته شده است كه با توجه به قابليتهاي متنوع گيلان در بخشهاي گردشگري و كشاروزي ، صنعتي و فرهنگي محور توسعه در چشم انداز اين سند در همه اين بخش ها لحاظ شدهاست.
از اين رو براي آشنايي بهتر با بسترهاي توسعه گيلان بهتر است تا قابليت هاي آن مورد ارزيابي قرار گيرد.
* اصليترين قابليتهاي توسعه گيلان
* موقعيت ممتاز طبيعي و قابليتهاي زيست محيطي، اقليم مناسب، وجود رودخانههاي متعدد و برخورداري از بالاترين ميزان بارندگي سالانه در كشور ، مجاورت با درياي خزر، وجود تالابهاي متعدد و ديگر اكوسيستمهاي با ارزش در اين بخش ميتواند مورد ارزيابي قرار گيرد.
*بالا بودن سطح سواد ، آگاهي و فرهنگ عمومي ، بالابودن سهم اشتغال و مشاركت اجتماعي و فرهنگي زنان و وجود نيروي انساني تحصيلكرده و داراي تخصص بالا از ديگر قابليتهاي اين استان است.
* قابليت توسعه كشاورزي و دامپروري در توليد محصولاتي چون برنج ، چاي ، زيتون ، بادام زميني ، توتون ، مركبات ، كشت گلخانهاي ، گردو فندوق ، گياهان دارويي ، تزييني و علوفهاي و ابريشم و خاويار ، محصولات شيلاتي و ابزي پروري ، عسل ، انواع دام و طيور و توليد چوب از ديگر ويژگيها و مزيتهايي است كه اين استان از آن برخوردار است.
* قرار گرفتن در مسير فرا قارهاي كريدور بينالمللي حمل و نقل آزاد، توان ارائه و ارتقاي خدمات پيشرفته بندري ، گمركي و حمل و نقل شامل دريايي ، ريلي ، جادهاي و هوايي و وجود تنها منطقه ازاد تجاري ، صنعتي شمال كشور ( بندر انزلي ) ، بازار چه مرزي و منطقه ويژه اقتصادي در استار را ميتوان از ديگر پتانسيلهاي بالاي گيلان نام برد.
* وجود جاذبههاي گردشگري طبيعي ، تاريخي ، زيارتي و فرهنگي و ظرفيت هاي بالقوه جهت توسعه مبادلات فرهنگي و هنري با كشورهاي حاشيه درياي خزر ( از جمله سواحل درياي خزر ،تالابهاي انزلي ، ايستيل ،كيا كلايه لنگرود ، امير كلايه لاهيجان ، بوجاق بندر كياشهر ، نواحي جنگلي كوهستاني و كوهپايهاي ، ابشارها و ييلاقهاي استان ، پاركهاي جنگلي ، شهرك ماسوله ، قلعه رودخان آق ولر ، بقاع متبركه نظير مرقد سيد جلالالدين اشرف ، صنايع دستي متنوع و بازارهاي محلي ) از ديگر قابليتهاي ارزشمند اين استان است.
* امكان گسترش صنايع متناسب با قابليتهاي استان گيلان و همچنين برخورداري از موسسات و مراكز آموزش عالي ، پژوهشي ، مهارتهاي فني و حرفه اي و امكان توسعه آن با توجه به استعدادهاي منطقهاي و تقاضاهاي تعريف شده در گستره ملي و فراملي در زمينه سلامت ، بازرگاني ، آبزيان ، توريسم و علوم دريايي را نيز بايد در اين بخش برشمرد.
* برخورداري از قابليتهاي خاص ژئو اكو نوميك ، ژئو استراتژيك و ژئو پوليتيك به منزله تبديل استان به كانون تعاملات ملي و فراملي در شمال كشور و برخورداري از امكانات متنوع توليد انرژي برق با هدف صدور آن به ساير استانها و كشورهاي همجوار و بر خورداري از توانايي به كارگيري انرژيهاي نو تجديد پذير براي تامين برق ( انرژي باد) از قابليتهاي مهم ديگري است كه در گيلان نهفته است.
* وجود زمينههاي قانوني براي توسعه ورزش، نگرش مثبت جامعه به فعاليتهاي ورزشي، گرايش بخش خصوصي و تشكلهاي داوطلب غير دولتي به سرمايهگذاري و خدمات رساني در توسعه ورزش و همچنين وجود دو خط گاز ۴۰اينچ و ۳۰ اينچ سراسري كه مناطق مختلف استان را تحت پوشش قرار ميدهد و وجود سابقه طولاني مشاركت افراد خير در زمينه كمك رساني به فقرا، آسيب ديدگان اجتماعي واحداث مراكز آموزشي و درماني و عامالمنفعه از مهمترين قابليت هاي استان گيلان است كه در صورت برنامه ريزيهاي اصولي و مدون ميتوان از آنها در توسعه گيلان بهره مند شد.
* عمدهترين تنگناها و محدوديتهاي توسعه
* تراكم بالاي جمعيت و نرخ بالاي بيكاري ، محدوديت اراضي و فرسايش شديد منابع خاك ، سيل و رانش زمين ، تخريب منابع آب به خصوص تخريب سفرههاي آب زير زميني، فرسودگي بافتهاي قديمي ، كيفيت نامناسب شبكههاي زير بنايي موجود و گسترش سكونتگاههاي غير استاندارد در شهرهاي مهم استان از تنگناها و محدوديتهاي مهم گيلان است.
* ضعف شبكههاي حمل و نقل جادهاي و هوايي و نبود شبكه ريلي در مسير كريدورهاي بينالمللي حمل و نقل ، ضعف تاسيسات بندري و فرودگاهي و نبود شبكه هاي مخابراتي نوين بينالمللي ، متناسب با نيازهاي توسعه گيلان و همچنين گسترش خطي مناطق جلگهاي ، تمركز جمعيت و فعاليتهاي اقتصادي و خدمات برتر اجتماعي و فني و مهندسي در شهر رشت ، نابرابري شديد فضايي در نظام شهري و خدماتي استان از مهمترين چالشها و مشكلات به شمار ميرود.
* بالا بودن سرعت فرسودگي و طولاني بودن دوره ساخت تسهيلات و امكانات زير بنايي با توجه به اقليم مرطوب و بارندگيهاي فراوان و حجم بالا و پراكندگي بافت روستايي و عدم تمركز واحدهاي مسكوني كه منجر به افزايش هزينه احداث شبكههاي خدمات رساني در استان ميشود و همچنين شكنندگي محيط زيست به لحاظ محدوديت اسكان جمعيتي و فعاليتهاي اقتصادي از ديگر تنگناها و محدوديتهاي توسعه گيلان ارزيابي ميشود.
* رعايت نكردن روشهاي اصولي و مقررات مبتني برحفظ، احياء و بهره برداري از ذخاير آبزي ، جنگلها و مراتع ، حضور دام در جنگل ، تغيير خود سرانه اراضي جنگلي به ساير كاربريها و مميزي نشدن اراضي مرتعي و چراي خارج از ظرفيت دام در مراتع و همچنين وابستگي شديد منابع مالي بخش ورزش به در آمدهاي عمومي از ديگر چالشهاي توسعه در اين استان به شمار ميرود.